حاج ملا هادي السبزواري

422

شرح مثنوى

همه حقيقت است و در هيچ يك مجاز نيست . پس درخت هم موضوع است از براى موجودى كه اصلى و فروعى داشته باشد ، خواه جسمانى باشد و خواه روحانى ، مثل آن كه مأثور است كه شجرهء طوبى در بهشت اصلش و تنه اش در دار امير مؤمنان است ، و هر غصنى از اغصان او در دار مؤمنى است . و معنيش نفس كلَّيهء الهيه است ، كه نفوس قدسيهء مؤمنان تجليّات اوست . و عرفا سدرة المنتهى را برزخيت را برزخيت كبرى دانند كه مرتبهء واحديت اسمائيه است ، و گويند : « جاءت الكثرة كم شئت » ، و يعنون كثرة مفاهيم الاسماء و الصفات و الاعيان الثابتات اللازمة لها . و علم شجره اى است كثيرة الفروع ، و ملكه اصل است كه عقل بسيطش گويند ، كه خلَّاق است به اذن احسن الخالقين معقولات تفصيليه را كه فروع آنند در عقل تفصيلى ، كه اين قلب است . و آن عقل بسيط خلاق بقوة الله روح است . و فروع شجرهء علم به قدر موجودات است ، كه اصل محفوظ آنها وجود حق است . ( ( 3671 ) ) گه درختش نام شد گاه آفتاب * گاه بحرش نام شد گاهى سحاب ن 374 7 - ك 134 37 گاه آفتاب : چنان كه حديث است كه : اَلعِلمُ نُورٌ يَقذِفُه الله فى قَلبِ مَن يَشاءُ ( 1 ) . و حكيم اشراقى در تعريف علم مىفرمايد : « اَلعِلمُ كَونُ الشَّيْءِ نُوراً لِنَفسِه وَنُوراً لِغَيرِه الَّذى هُوَ نُورٌ لِنَفسِه » . گاه بحر : چنان كه يكى از تأويلات أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَت اَودِيَةٌ بِقَدَرِها ( 2 ) ، ماء ، علم است و اوديه نفوس . سحاب : ابر رحمت است كه رشحات او بر اراضى قلوب مستعدّين فايض مىشود . و اين هر دو اسم ناظر است به اسم ثانى كه « آب حيوان » باشد . ( ( 3672 ) ) آن يكى كش صد هزار آثار خاست * كمترين آثار او عمر بقاست ن 374 8 - ك 134 38 صد هزار آثار : اگر بگويى كه اين صد هزار آثار چيست ؟ گوييم : اشارت به كثرت است و تحديد نيست . چه بىنهايت است ، بلكه بىنهايت بىنهايت است . و اين را بياناتى است . يكى از آنها آن كه خود روح آدمى علم خود است به خود . و از اين شجره علم فروع غير متناهيه رسته مىشود كه كلَّى انسان و فرس و بقر و حجر و مَدر ، و كل كليات ديگر از علوم به مفارقات و مقارنات و جواهر و اعراض و اسماء و صفات ، و احكام خود اين كليات از تماثل و تقابل و تخالف و اضافات لا تعد و لا تحصى . و باز هر كلَّى افراد جزئيه غير متناهيه دارد ، از افراد مثاليه و طبيعيه . و يكى ديگر آن كه روح عشق به خود و به باطن و مقوم خود است ، و خود را مىخواهد و محبت به خود و خداى خود دارد ، وَمَن اَحَبَّ شَيئاً اَحَبَّ آثارَه . و آثار خودش فى الجمله رسيدى . و آثار

--> ( 1 ) محجة البيضاء ، ج 5 ، ص 45 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 17 . .